امروز ديگر كسي در اين كه نفت ارثيه زندگان ميلیون‌ها سال پيش اين كره خاكي است، شكي ندارد. ارثيه‌اي كه بر جاي مانده تا امروز كشوري مانند ايران تمام مناسبات ، روابط، سرمايه‌گذاري‌ها و تمام برنامه‌هاي اجتماعي، اقتصادي و سياسي‌اش را بر پايه آن رقم بزند. ارثيه‌اي كه متاسفانه ضرب المثل كف گير و ته ديگ در مورد آن، اين روزها زياد به گوش مي‌رسد. ساده‌تر يعني ذخيره‌هاي نفتي ما در حال اتمام است.

درآمد نفتي كشور در حالی حاصل مي‌شود كه سرمايه‌گذاري‌هاي كلاني هم در آن حوزه انجام می گیرد. از طرفي اين درآمدها حاصل فروش‌ ماده‌اي است كه جايگزيني براي آن نيست و فروش آن مصادف است با اتمام هميشگي‌اش اما آيا فروش طبيعت روي زمين هم، همين شرايط را دارد.

پای نديدن حقيقت هم اينجا به ميان مي‌آيد. امروز ديگر شكي بر اين نيست كه چون نفت از زيرزمين كشف شده اين گونه مورد توجه است و گرنه طبيعت روي زمين قابليت بسيار بيشتري براي درآمدزايي داشته و دارد. اما از آنجا كه در اين مورد كشف و شهودی رخ نداده، اهميتي هم وجود ندارد. هر چند در اين مورد هم تب و تاب جهاني گردشگري و سفر دامن ايران را گرفته و آن را مجبور به تفكر در مورد داشته‌هاي طبيعي و تاريخي‌اش كرده است. تفكري كه باعث شده ابتداي هر گزارش، سخنراني و يا مقاله‌اي در مورد گردشگري به اين جمله مزين شود كه ايران از لحاظ داشتن جاذبه‌هاي طبيعي و تنوع اقليمي جزو 5 كشور برتر جهان است. حقيقتي كه هر چند در رده جهاني‌اش ترديد است اما در ماهیتش هيچ شكي نيست؛ حقيقتي كه هنوز ديده نمي‌شود كه اگر اين گونه نبود مي‌شد ردپاي كشف اين حقيقت را در سازمان‌ها و ارگان‌هاي زيادي مانند سازمان حفاظت محيط زيست سازمان ميراث فرهنگي و گردشگري و حتي فدراسيون كوهنوردي به عنوان  متولی قسمت اعظمي از طبيعت ايران مشاهده كرد.

وقتي رضا زارعي دبير سابق كميته هیمالیانوردی فدراسيون مي‌گويد مباحث مربوط به گردشگري در اساسنامه فدراسيون وجود ندارد مي‌توان به عمق فاجعه پي برد. فدراسيوني كه براي صعودهاي برون مرزي هزارها دلار هزينه مي‌كند اما نمي‌تواند ديگران را وادار کند تا همين هزينه را در كوههاي ايران بکنند. كوه‌هايي كه به گفته اين كارشناس گردشگري به دليل قرار گرفتن در بين كوه‌هاي اروپا و هيماليا مي‌توانند اردوگاه خوبي براي كوهنوردان جهان باشند تا قبل از  صعود به مهم‌ترين قله جهان اردويي در كوه‌هايي مانند دماوند داشته باشند.

داستان غفلت از داشته‌هاي طبيعي ايران تنها مربوط به كوه و فدراسيون متبوعش نيست كه در تمامي بخش‌هاي آن جنين قصه تلخی ديده مي‌شود. حسين سرگزی رییس اداره بيابان سازمان منابع طبيعي استان سيستان و بلوچستان به عنوان مسئول وسيع‌ترين استان بياباني كشور، گردشگري و كوير را جمع اضداد مي‌داند؛ البته در ادامه اين گونه مي‌گويد كه وجود كويرهايي مانند لوت و مركزي در هر كشوري مي‌توانند يك منبع پايان ناپذير و سرشار اقتصادي باشد. منبعي كه هم اكنون شیوه بهره برداری از آن را در کشورهایی مانند امارات و قطر می توان مشاهده کرد. اما در کشور ما مترادف کلمه بیابان و کویر تنها چیزی که نمود پیدا می کند فقر و بدبختی است. بی آبی و طوفان. به همین دلیل است که گاه و بی گاه مسئولان اعلام می کنند در حالی که زندگی مردم این مناطق در خطر است صحبت از گردشگری و سفر بی معناست. جرا که در مواجه با كوير و بيابان مسايل مهم‌تري جلوه مي‌كند كه همگي از اثرات توسعه هستند.

به گفته سرگزی تغييرات اقليمي ناشی از دست درازي‌هاي انسان آن قدر هزينه بر است كه تمامي نيرو و ارزش انساني و مالي موجود، صرف مبارزه با آن مي‌شود. مبارزه پر هزينه با بيابان زايي در اين استان آن هم زماني كه مي‌توان از اين بيابان ‌ها به عنوان منبع نجات بخش اقتصادي براي مردم محروم كويري استفاده كرد، نمونه‌اي از اين اتلاف زمان و ارزش است كه خسارت‌هايش جبران‌ناپذير است. شايد هيچ كويري در دنيا به اندازه كوير لوت شرايط برگزاري تورهاي شترسواري، مسابقات رالي، طبيعت گردي و حتي سفرهاي تحقيقي و ماجراجويانه را نداشته باشد اما آن چه كه در اين منطقه منحصر به فرد از كشور شاهدش نيستيم، همين فعاليت‌هاست كه ماحصل نبودنشان فقر عمومي است كه گريبان مردم صبور و رنج ديده منطقه را گرفته است.

مسعود باقرزاده كريمي مسئول تالاب‌هاي سازمان حفاظت محيط زيست كشور هم در پاسخ به اين سوال كه تالاب‌هاي ما چقدر مي‌توانند در حوزه اكوتوريسم درآمدزا باشند . پاسخی مشابه دارد. به گفته او ارزش‌هاي اقتصادی يك تالاب از نظر  ریالی آن قدر بالاست كه آگاهي از آن مي‌تواند براي هميشه مانع از تجاوز و تعرض به اين منابع آبي باشد. اما با وجود اين در حال حاضر نه تنها اين ارزش‌ها هيچ سود و تولیدی ندارند، بلكه ميليون‌ها دلار صرف حفاظت و احياي آن‌ها مي‌شود. آن هم تنها به دليل استفاده غير كارشناسي بخش‌هاي مختلف دولتي و خصوصي از اين منابع.

هر متر مكعب از تالاب‌‌هاي كشور كه بسياري از آنها آوازه جهاني دارند حدود 18 دلار ارزش دارد اما در حال حاضر هيچ كدام از تالاب‌هاي كشور كه در مجموع حدود 3 هزار هكتار از مساحت كشور را تشكيل مي‌دهند در اين معادله نقش مثبتي ندارند. تالاب‌هايي مانند انزلی، گاوخوني، قوری گل، هامون و شادگان كه مي‌توانند سالانه ده‌ها هزار گردشگر و طبيعت گرد را براي ديدن تنوع جانوري و گياهي و زيبايي‌هاي خود جذب كنند در حال حاضر محل تخليه زباله‌ها، پساب‌هاي صنعتي و شهري شده‌اند تا علاوه بر از دست دادن اين فرصت، هزينه‌هاي زيادي را براي زنده ماندن و ادامه حيات طبيعي‌شان در خود ببلعند. به قول عباس محمدي كارشناس محيط زيست وقتي آفريده‌هاي مانند كوه، جنگل، رود و كوير كه هر روز به عناوين مختلف با آنها سر و كار داريم. اين گونه مورد بي مهري قرار مي‌گيرند صحبت از تورهای تماشاي پرندگان و حيوانات و يا تورهاي گياه‌شناسي عبث است.

ما فقط مي‌توانيم آمار كشورهاي ديگر را مطالعه كنيم و به خاطر نداشتن چنين وضعيتي تاسف بخوريم. درآمد سالانه آمريكا از تورهاي تماشاي پرندگان  حدود 20 ميليون دلار است. درآمدي كه در ساختار كشور  ما بسيار دست نيافتني مي‌نمايند. در حالي كه بسياري از صاحبنظران مانند اسماعيل كهرم معتقدند پتانسيل‌هاي طبيعي ايران در اين بخش قابليت در آمدزايي بسيار بيشتري از اين ارقام دارند. البته فقط پتانسيل بالا؛ چرا که تبدیل اين پتانسيل‌هاي بالقوه به فرصت‌هاي بالفعل برنامه‌ريزي منسجم و نگاه غير نفتي مي‌طلبد كه همه شواهد حاكي از  نبود چنين نگاهي در كشور است.

متاسفانه منابع طبيعي كشور در حالي نابود مي‌شوند كه هيچ برنامه صحيحي براي استفاده از آنها وجود ندارد. فدراسيون كوهنوردي كشور حدود يكسال است كه بي سرپرست به كار خود ادامه مي‌دهد تا علاوه بر استعفای جمعي کارشناسان و صاحبنظران و توقف کامل حرکت روبه جلوی اسن فدراسیون مهم، امكان برنامه‌ريزي براي بهره‌برداري از اين منابع و نعمت‌هاي الهي به سال‌هاي آينده موكول شود. تالاب‌ها و رود‌هاي كشور در حالي هر روز خشك مي‌شوند كه بسياري از آنها هنوز طعم كوبيده شدن ميخ‌هاي چند چادر طبيعت گرد را به خود نچشيده‌اند. جنگل‌هاي شمال و غير شمال در حالي به سرعت تخريب و نابودي مي‌روند كه هيچ بهره‌اي جز قاچاق و فروش چوب‌ها و زين هاي شان عايد بهره بردارانش نشده است. سواحل درياي خزار و خليج فارس هم در حالي هر روز كثيف‌تر و آلوده‌تر مي‌شود كه  شاید دیگر نتوان امیدی به بازگشت این فرصتها به عرصه منابع طبیعی کشور وجود نداشته باشدت

تمام اين اتفاق‌ها در حالي به سرعت مي‌افتد كه فعاليت‌هاي مثبت بخشی به نام كميته طبيعت گردي در سازمان ميراث فرهنگي، صنايع دستي و گردشگري هر روز در صدر اخبار اين سازمان قرار مي‌گيرد. فعاليت‌هاي كه معلوم نيست براساس و پايه كدام منابع طبيعي چيده مي‌شوند. درآمدزایی از طبیعت ایران بسیار ساده و روشن است اما به همین سادگی که امروز شاهدش هستیم این اتفاق نمی افتد تا ما ما برخلاف دیگران که دعا می کنند تا منابع نفتی ما هر روز بیشتر شود، دعا کنیم تا این منابع به پایان برسند تا شاید بتوانیم از ارثیه ای که بر روی زمین به یادگار مانده بهترین استفاده را بکنیم.

طبق سند چشم انداز بیست ساله ما در پایان این برنامه باید سالانه 20 میلیارد دلار درآمد وارد کشور کنیم که بابهره برداری از یکی ازاین آیتم ها می توان به این رقم رسید.حتی بسیار پیش از موعد مقرر، تنها به شرطی که مفهوم توسعه پایدار و ارزشمندی طبیعت رابدانیم.