نشانی فیس بوکی من


|
| |
|
|
|
| |
|
|
در خبرها دیدم انتقال توله ببرهای روسی باز هم به دلایلی به تعویق افتاده، در جستجوی چرایی و چگونگی این خبر بودم که خبر مربوط به کشته شدن بیش از نیمی به روایتی و تمام شیرهای باغ وحش تهران به دلیل بیماری به روایت دیگر و جنگ و جدالهای همیشگی مسئولان به تبع آن نگران ترم کرد. نگران از عمق شدید فاجعه در مدیریت و پیشرفت برق آسای این عمق با تمام توان. دستم به قلم نرفت تا چیزی بنویسم که نوشته استاد کرمی خود هویدای این ماجراست. مهم این است دانسته شود مهم این نیست که بگوید.... در جدال بین طبیعت ایران و انسانهایی که خود را مالک بلامنازع آن می دانند معلوم نیست چه خسارتها و تاوانهایی باید داده شود تا زنگ خطر به صدا درآید. زنگی که نه گوش طبیعت که گوش مسئولان آن را به وحشت اندازد.
یادداشت استاد ناصر کرمی در مورد مرگ ناگوار شیرها در باغ وحش تهران
ایرنی برای ایران
در تمام سالهایی که داعیه زیست محیطی بودن بر پیشانیمان خودنمایی می کرد، اینقدر خرسند و خوشوقت نگشته بودیم که با فعالیت نخستین خبرگزاری مستقل محیط زیست ایران، دماغمان چاق شد. تولد چنین بازویی را به سبزاندیشان ایران تبریک می گویم و امیدوارم راهی که گام در ان نهاده اند آنقدر سنگلاخی نشود که عطای همه چیز را به لقایش ببخشند. دوستانی مانند دکتر کرمی،عباس ثابتیُ عباس جعفری، آرش نورآقایی و خانم ملکی آنقدر توانمند هستند که با وجودشان احساس امنیت بکنی. امنیت از وفاداری شان به متن و مطمئن باشی آنچه می خوانی همان است که رخ داده نه آن که برخی ها می خواهند رخ دهد.
با اینکه گفتن و نوشتن در مورد اینکه تولد خبرگزاری محیط زیست ایران خوب است یا بد نیاز به تامل زیادی ندارد، اما از این به بعد باید منتظر فاجعه بود. فاجعه آگاهی. فاجعه روحی که نخستین نتیجه آگاهی از وضعیت محیط زیست ایران است. اگر تا امروز گوشه گوشه این سرزمین به دور از نگاههای دلسوز، مورد بی رحمی و بی شعوری انسانی قرار می گرفت و متعرضان با خیال راحت، نسلهای آینده را از وجود طبیعتی چنین مقدس محروم می کردند، از امروز به بعد پرده ها کنار می روند تا همه ما شاهد این کج روی ها و کج فهمی ها باشیم. همان ماهی که قرار نبود پشت ابر بماند، اینجا هم پهنه آسمان را روشن کرده. خوشحالیم از این روشنگری نگرانیم از تابلویی که از این به بعد جلوی چشمانمان نقاشی خواهد شد. با قلم هایی سیاه و رنگهایی سیاه تر.
چاره ای جز امیدواری در خصوص نتایج مثبت چنین پرده دری نیست اما تجربه ثابت کرده، کوته فکرانی همانند متجاوزان محیط زیست، نه تنها از اطلاع رسانی در مورد کارهایشان ناراحت و شرمنده نمی شوند، حتی قبح مسائل هم فرو می ریزد تا جایی که .... بگذریم.
ایران بیشتر از هر زمانی نیازمند ایرن است. ایرنی که می تواند سرعت زوال طبیعت ایران را کندتر کند. فال نیک هم برای همین روزهاست. ایرنی برای ایران، فال نیکی برای ما.
نیم نگاه یک:
دو هفته پيش تجمعي در اعتراض به وضعيت محيط زيست ايران در پارك پرديسان برگزار شد كه حاوي نشانههاي ريز و درشت زيادي بود. نشانههايي كه هر يك از دوستان سبزانديش به نوعي به آن پرداخته اند. از اهميت برگزاري چنين تجمع هايي گرفته تا دلايل شركت نكردن بعضي از چهرههاي شاخص، از جمله مواردي بودند كه در بسياري از وبلاگها بهآن پرداخته شده است.در ميان تمام برداشتهايي كه از اين اجتماع ثبت شده، شركت نكردن انجيوها و سپس نتيجهگيري در مورد اين حركت آنها!بيشتر از همه به چشم ميخورد. به عنوان مثال طراحی با طبیعت از حضور نيافتن انجيوها و تشكلها چنين نتيجه گرفته است كه:
آنها از برگزاري نشستهاي بدون مجوز ميترسند،
از نحوه برگزاري مطئمن نيستند، اطلاعرساني كافي نبوده،
به دليل انجام پروژههاي مشترك تمايلي به حضور در اين جمع نداشته اند
با اينكه طراحي با طبيعت در ادامه به نكات قابل تاملي اشاره كرده است اما حداقل در اين مورد بايد بگويم حق با اين دوست و دوستان ديگري كه نيامدن انجيوها و تشكلها را به روابط پشت پرده نسبت ميدهند نيست. هر چند بعيد هم نيست چنين روابطي در برخي از انجيوها وجود داشته باشد. اما حداقل در چند مورد مشخص كه رايزنيهاي انجام شده با استقبال خوبي از طرف تشكلها مواجه شده بود، دليل حضور نداشتن آنها چيز ديگري بود. تشكلهايي مانند كانون ديدهبانان زمين، خانه گردشگران ايران و آواي طبيعت پايدار به عنوان يك موسسه آموزشي دليل حضور نيافتنشان- متاسفانه- بيبرنامگي و يا كم تجربگي در اين خصوص بوده است. دوستان من قدم به قدم تجربهها بالاتر ميرود اما آيا كساني كه نيامدن تشكلها را به دلايل ديگري ربط ميدهند اين بند از توجهنامه را نخوانده بودند: البته خواهشمندم به معني خودجوش در اين بند توجه بيشتري داشته باشيد:
- هیچ سازمان غیردولتی یا گروهی مسئولیت سازماندهی این برنامه را به عهده ندارد و این گردهمایی یک حرکت خودجوش متاثر از نگرانی های طرفداران محیط زیست محسوب می شود. بنابراین چنانچه اعضای گروه ها یا ان.جی.او ها تمایل به حضور در این برنامه داشته باشند حضور آنها براساس هویت فردی آنها بوده (نه هویت سازمانی) و رفتارهای آنها باید در چارچوب خواسته های جمع باشد.
حالا کسانی که سالهاست با فعالیت در تشکل ها به یک شخصیت حقوقی قابل تاثیر در این حوزه رسیده اند، چه واکنشی باید داشته باشند. آیا مژگان جمشیدی بدون داشتن رسانه تاثیرگذار است، آیا بهنام همایونی بدون داشتن رسانه تاثیرگذار است، علي غمخوار چطور؟ نسرين دخت خطيبي چطور؟ آيا خطيبي تاثيرگذارتر است يا كانون ديدهبانان زمين؟
راستی خواسته جمع چه بود که رفتارهای فردی باید در چارچوب خواسته های آنها باشد؟
به هر حال با گذشت زمان غبارهاي زيادي گرفته ميشود. غبارهايي كه گاه اصرار بودنشان از طرف خود ماست. بهتر است اگر قلبي براي محيط زيست ميتپد،آن را سازماندهي كرد. در مقابل حركت سازمانيافته سازمان محيط زيست، نميتوان به حركتهاي غيرمتمركز دل خوش كرد، قبول اين نكته كه چارهاي نيست و بايد ادامه داد، تعقل و تفكر را از مسير ميزدايد. گواه اين امر، خاطرات تلخ و شيريني كه در گذشته همه شما آن را تجربه كردهايد.
سوال من اين است، اگر قرار باشد بار ديگر در اعتراض به اين وضعيت گردهم بياييم،چه تفاوتهايي بيايد بارز شوند و چه اشتراكهايي بارزتر؟
امروز گردهمایی معترضان به وضعیت ناگوار محیط زیست ایران در سکوت طرفین برگزار شد( البته گفت و گوی معاونت محیط طبیعی با معترضان دلیلی بر نقض سکوت نبود چرا که هیچ کدام از سخنان آنها را نمی توان پاسخی کارشناسی برای دلیل گردهمایی دانست) خوشبختانه یا متاسفانه با این گردهمایی موضع بسیاری از مدافعان طبیعت آشکار شد. به جز یکصد نفری که در این گردهمایی با متن های معترض خود نماینده محیط زیست ایران به شمار می آمدند، بسیاری هستند که از همه تریبون ها استفاده می کنند تا خود را مدافع محیط زیست نشان دهند، اما به قول عباس محمدی فقط جایی که سود داشته باشد.
پيوست براي گردهمايي
دوستان و ياران عزيز، قول اميدواركنندهاي نميدهم اما سعي ميكنم، تا بيشتر خبرنگاران را براي پوشش اين اعتراض به محل دعوت كنم، از طرفي با انجمنهاي غيردولتي هم رايزنيهايي شده است كه آنها هم بتوانند تا حد امكان از اين حركت حمايت كنند.
البته در خصوص حمايت كردن يا نكردن برخي از انجيوها و شركتهاي بزرگ طبيعتگردي از اين حركت، نكتههاي قابل تاملي وجود دارد كه فرداي روز مراسم در اختيارتان قرار خواهم داد.
گردهمايي در اعتراض به وضعيت ناگوار محيط زيست ايران
به همين مختصر اكتفا ميكنم كه به دعوت دوست عزيزمان هومن روانبخش، دوشنبه 5 شهريوردر اعتراض به وضعيت ناگوار محيط زيست در كشور، تجمعي روبروي سازمان حفاظت محيط زيست واقع در بزرگراه حكيم برگزار ميشود. براي تمام دوستداراني كه طبيعت ايران در ناخودآگاه آنها قابل احترام و اعتماد است، خواهشمندم تصميم مناسبي بگيرند تا اين بار كمي جسورانهتر بتوانيم ناقضان و متعرضان طبيعت را از حضور خودمان آگاه كنيم. منتظر حضور هدفمند و پرارزشتان هستيم.
طراحي با طبيعت هم ميتواند اطلاعات بيشتري در اين زمينه در اختيارتان بگذارد.
دستگیری بازرس ویژه سازمان حفاظت محیط زیست
می گویند محمد حسن(مجید) یزدانی بازرس ویژه سازمان محیط زیست به جرم فساد مالی دستگیر شد. این خبر که در سایت بازتاب آمده بود، به تایید یکی از مسئولان رده بالای سازمان محیط زیست هم رسید. به گفته همین مسئول پرونده بازررس ویژه محیط زیست بسیار سنگین است. با اینکه ایشان از ارائه اطلاعات بیشتری در این زمینه خودداری کردند اما می توان ردپای همسر رییس سازمان حفاظت محیط زیست را در پرونده هایی مانند واگذاری زمین های آشوراده در پناهگاه حیات وحش میانکاله، زمین های سرخه حصار و خجیر، کمک مالی سازمان جهانی حفاظت از محیط زیست به احیای دریاچه ارومیه دید. این خبر برای تمام بچه هایی که در حوزه محیط زیست فعالیت می کنند می تواند پرده از رازهای بسیاری بگشاید. در بازخوانی عملکرد این زوج مدیر، نقش آنها در پروژه های بزرگ این سرزمین که در نهایت به تخریب و نابودی بسیاری از زیست گاهها،پارک ها، جنگل ها، گونه ها، و تالاب های کشور منجر شده است،بسیار فاحش و بزرگ می نماید.با اینکه او دستگیر شده است اما شاید مانند همیشه قدرت بازی دیگری را پدیدار کند که از ذهن همه ما دور است.
گیاهخواران به چند گروه تقسیم می شوند. گروه موسوم به اوو- لاکتو هیچ گونه گوشتی اعم از قرمز،سفید و دریایی نمی حورند اما تخم مرغ و لبنیات مصرف می کنند.گروه دیگر که به لاکتو معروفند تحم مرغ هم نمی حورند اما لبنیات در رژیم غذایی آنها وجود دارد. اما گروه سوم کخ مقید بودن به رژیم آنها بسیار سخت تر است علاوه بر گوشت، تحم مرغ، و لبنیات از تمام محصولات جانبی مانند عسل هم خودداری می کنند. آنها حتی از محصولات چرمی، پشمی و ابریشمی هم دوری می جویند. مطالعه روش تغریه هر یک از این گروه ها، دسته ای دیگر ا حلق کرد که به نیمه گیاه خوارانمعروفند. کسانی که گوشت قرمز نمی حورند اما از گوشت ماکیان و غذاهای دریایی استفاده می کنند. اما به راستی چرا برحی از افراد رژیم گیاه خواری را انتخاب می کنند؟
مناطق حفاظت شده ايران
ارثيه برای همه نسل ها
این مطلب را دوست عزیزم محمد رضایی فرد برای صفحه دوشنبه اعتماد گردآوری کرده است.
اين روزها و شايد از همان روزهايي كه بحث توسعه پايدار در كشور داغ شد هر از چند در رسانهها شاهد گزارشهاي زيادي از تخريب و يا تعرض به مناطقي كه با نامهاي مختلفي مانند منطقه حفاظت شده، پناهگاه حيات وحش و منطقه شكار ممنوع خوانده ميشوند، هستيم. گزارشهايي كه حاوي انتقادهاي زيادي به دست اندركاران ساخت و ساز در كشور است. مطالعه اين گزارشها حاكي از آن است كه اتفاق مهمي از نوع ناگوار آن رخ داده است. اما گویا اين ناگواري تنها براي نويسنده گزارش و جمع بسيار اندكي از دوستداران محيط زيست قابل درك است و عموم مردم واكنشي در قبال اين اخبار ندارند. اما واقعيت اين است كه بسياري از اين تعرضها به دليل همين ناآگاهي صورت ميگيرد و يا دست كم به همين دليل، پيمانكاران بخشهاي مختلف واهمهاي از انجام كارشان ندارند. هر چند براي انگيختن واكنش مردم نسبت به اين اخبار، كار زیربنایی بايد صورت گيرد، اما شايد آگاهسازي از نوع تعريف اين مناطق گامي باشد در راستاي تحريك مثبت مردم به درك و دفاع از داشتههايي كه خداوند بي منت در اختيار همه نسل ها قرار داده است.