جناب آقای روحانی یک کلید واقعی یا صدها کلید رویایی؟؟

گردشگری، شاه کلید قفل های زنگ رده

بهنام همایونی

از نخستین باری که روحانی  با کلید معروف خود دیده شد تا امروز هزاران نام بر این کلید گذاشتند و خواهند گذاشت. کلیدی که قرار بود بر  بسیاری از قفلهای موجود در سیستم این کشور  امتحان شود.نمی خواهم قضاوتی احساسی یا عجولانه داشته باشم با این حال از خیزی که تیم مشاوران اقای روحانی برداشته اند می توان اندازه واقعی پرش سیستم جدید را هم حدس زد.ریئس جمهور منتخب مردم اگر به پیروی از پیشینیان خود بخواهد قفل های زنگ زده اقتصاد، اجتماع، فرهنگ، هنر،ورزش و هر پدیده دیگری را باز کند باید تعداد غیر قابل شمارشی کلید با خود داشته باشد که هم ساختشان!!! دور از ذهن است هم حملشان هم حوصله برای امتحان آنها!!! اما اگر به راستی برای اولین بار در این سالها بخواهیم باور کنیم روحانی به قصد گشودن گره ها ردای کار بر تن کرده و آستین ها را بالا زده، چه نامی می توان بر شاه کلید موجود در دستان رئیس جمهور گذاشت که هم باور پذیر باشد هم واقعی هم کاربردی.آیا این شاه کلید چیزی جز صنعت توریسم( گردشگری) است؟

این یادداشت مجال تعریف صنعت گردشگری و ضرورت درک این صنعت و ارتباط آن با گره های اقتصادی و به تبع آن زندگی مردم و رفاه اجتماعی  را ندارد که حدیث مکرر است. به همین دلیل بدون در نظر گرفتن روند مصطلح در این نوشته ها که باید با مقدمه، فضای دیداری و شنیداری را آماده ورد به بحث اصلی کرد، مستقیم وارد گود می شویم.

هزاران دلیل قاطع وجود دارد که مسئولان و سیاست گذاران ایران باید اولویت برنامه های اقتصادی خود را از هر صنعتی به ویزه نفت به سمت صنعت توریسم تغییر دهند. اینجا هم از خسارتهای همیشگی وارده از جنگ سرد و گرم بر سر منابع انرژی خاورمیانه و به خصوص ایران،نیاز میلیارد دلاری سرمایه گذاری در صنعت نفت، تن دادن به معادله سراسر باخت نفت در برابر غذا،تاثیر بحران تحریم ها در وضعیت فروش نفت،آسیب های زیست محیطی و مهم تر از همه خیانت به نسل های بعدی و صاحبان آینده این کشور و صدها معضل منطقی و غیر منطقی اتکا به صنعت نفت و منابع زیرزمینی و اقتصاد تک محصولی می گذریم که خود نیاز به واکاوی و بررسی کارشناسانه مفصلی دارد.

 گذر از دیوار عظیم بحران ها، ابهام زدایی از نیت صلح جلویانه مردم ایران، آغاز دوباره رابطه آشتی جویانه مردم جهان و ایران، رفع معضلات بزرگ اقتصادی، اجتماعی، فرهنگی،تلطیف سیاست خارجی، تغییر ارزش پول ایران و صدها نتیجه مثبت دیگر که در نهایت جامعه ایران را به سمت آرامشی شایسته و در خور هدایت می کند، حاصل تغییر بینش سیاست ایران در مقوله توریسم است. وقتی ورود هر گردشگر خارجی به ایران،برابر با فروش 11 بشکه نفت است، وقتی ورود هر گردشگر خارجی به ایران 9 شغل مستقیم و 15 شغل غیرمستقیم ایجاد می کند،وقتی احیا صنعت گردشگری باعث تغییر رویکرد مردم ایران در حفظ و نگهداری محیط زیست و منابع طبیعی و آثار تاریخی و فرهنگی می شود، وقتی رونق سفر و چرخه اقتصادی ناشی از آن نشاط رخت بسته از کشور را باز می گرداند، وقتی درآمد حاصل از گردشگری چون سیلی،ناهنجاری ها و بزه های عظیم و فاجعه باری چون اعتیاد و دزدی را به یکباره از سطح جامعه می شوید و پاک می کند. وقتی صنعت توریسم نگاه همه جهان را از یک کشور هسته ای و جنگ طلب به یک کشور مهمان دوست و مهربان تبدیل میکند،وقتی صنعت توریسم حیات و شور و نشاط را دوباره به زمین و آسمان این کشور باز می کرداند،وقتی صنعت توریسم راه ورود دلارهای خارجی را به کشور هموار می کند آنهم وقتی ما بزرگترین انرژیمان را در برابر غذا معاوضه می کنیم، چه کسی می تواند جرات کند و صنعت توریسم را نادیده بگیرد.

اگر فرض بر این باشد که باور کرده ایم راهکار نجات ایران از وضعیت تاسف انگیز فعلی تغییر رویکردمان نسبت به استفاده از منابع انرژی و جایگزینی صنعت پاک توریسم به جای سایر راههای فعلی کشور است، قدم بعدی مان باید تعریف سیستمی برای تبدیل پتانسیل های موجود در کشور برای ورود به معدلات گردشگری جهانی است.سیستمی که متاسفانه در 8 سال گذشته در قالب نام سازمان میراث فرهنگی،صنایع دستی و گردشگری جبران ناپذیرترین لطمات را به خود دید و هرگز حتا مجال این را نیافت که چه به شکل تئوری و چه عملی وارد مباحث جدی گردشگری شود.سازمان میراث ما یکی از مسموم ترین سازمان های دولتی در طول یک دهه گذشته بود که متاسفانه هرگز نتوانست خود را از باتلاق جهل مسئولان نجات دهد تا قدمی در اعتلای نام ایران و ایرانی بردارد. نامی که ترکیه در طول 20 سال گذشته، اسپانیا و فرانسه در طول 30 سال گذشته، مالزی و تایلند در طول دو دهه قبل  برداشتند. شنیدن این جمله که ترک ها بیست قبل هیچ چیز نداشتند و از فقر در خود می پیچدند اما امروز یکی از 8 کشور پیشرفته جهان با رشد اقتصادی بالا هستند، نشان افتخاری بر میزان آگاهی های ما نیست. مهر بی لیاقتی مسئولان ماست. نشان خیانت سیاستگذاران حوزه توریسم است که با وجود برتری غیرقابل قیاس ایران از لحاظ منابع طبیغی، تاریخی، فرهنگی و حتا اجتماعی به کشورهای فوق حتا یک هزارم آنها نتوانست در صنعت جهانی گردشگری حرف بزند.

سازمانی که دهها برابر وزارت نفت ایران می توانست ارز عاید این کشور کند و مردم را از فقر و بدبختی و اعتیاد و روان پریشی نجات دهد به حیاط خلوت مسئولان کشور تیدیل شد تا وام ها و دین های خود را به دیگران ، با دادن امتیازهایی مانند ریاست سارمان، معاونت سازمان، مدیریت کل و القابی نظیر این ادا کنند.سازمانی که می توانست نقش توریسم را برای هر استان به نقش نفت برای ایران تبدیل کند، به یکی از مشکل سازترین،بی بازده ترین و راکدترین سازمان های سیستم احمدی نژادی تدبیل شد تا بسیاری از کارشناسان را به گوشه خلوت براند، با این حال شکی در این نیست که ادامه این سکوت خیانت خواهد بود. سازمانی که م یتوانست با کمی وجدان کاری، تعهد و تخصص عمده بار موجود بر دوش اجتماع را بردارد خود به یکی از پرهزینه ترین سازمان های دولتی تبدیل شد که تبعات سو مدیریت در آن تا سالهای سال گریبان تاریخ و فرهنگ و طبیعت ایران زمین را رها نخواهد کرد.

پیشتر از اینها به وضوح دیدیم و شنیدیم که تصور استفاده دولتمردان از مشاوره های کارشناسان و ایرانیان حقیقی در صنعت توریسم بیشتر به توهم شبیه است تا تخیل. همین بود که نمودار خروج کارشناسان واقعی صنعت توریسم با افزایش عمر دولت قبلی شکل صعودی به خود گرفت به طوری که در میانه های عمردولت ، سیستم از بیشتر کارشناسان و صاحبنظران تهی شد و متخصصان و کارشناسان جای خود را به مدیران اتوبوسی دادند تا نتیجه همین باشد که می بینیم. پس رفت روزانه از تمام وضعیتهای موجود. اما به نظر می رسد با چراغ سبزهایی که تفکر حامی جناب روحانی به ضرورت استفاده ازکارشناسان و صاحبنظران می دهد بتوان به تغییر امید بست.تغییری که نشانه هایش نه از امروز که از فردای انتخابات باید دیده می شد. هر چند خبری از این تغییرات نبود اما باز امید شنیده شدن نگارنده را وادار می کند که پس از نزدیک به دو دهه فعالیت در عرصه گردشگری پیشنهادها و راهکارهایی را برای بازگشت به جایگاه اصلی و به قولی بازگرداندن قطار حرکت این کشور به ریل ارائه دهد.

تشکیل کمیته تحقیق و تفحص

یکی از بزرگترین معضلات سیستم اداری ما قائم به فرد بودن تصمیمات و سیاست هاست. به همین دلیل است که بسیاری از برنامه ها چه خوب چه بد با تغییر یک مدیر عقیم می شود و مدیر بعدی هرگز خود را مجاب به ادامه جریانهای قبلی نمیداند. این در حالی است که تجربه کشورهای موفق کاملا متفاوت از این رونداست. در کشورهایی مانند ژاپن پس از ماهها تفکر و سیاستگذاری و جمع بندی نظرات صاحبنظران سیستمی هم راستا با اهداف بلندمدت برنامه ریزی می شود که همه مدیران خود را موظف به پیاده کردن آن می دانند. به همین دلیل است که آنها سریع و کم نقص به اهداف خود می رسند اما در کشور ما تا دلتان بخواهد برنامه نیمه کاره، طرح عقیم، پروژه نیمه تعطیل و حتا قوانین نصفه نیمه وجود دارد.

گمان می رود جناب آقای روحانی می تواند دستور تشکیل کمیته ای از کارشناسان با رویکردهای مختلف را بدهد تا این کمیته وضعیت عملکردی سازمان میراث در کل کشور و استان ها را مورد ارزیابی قرار دهد.آسیب شناسی عملکرد هشت ساله سازمان ها و مدیران آنها علاوه بر اینکه نقاط تاریک و موانع را به خوبی اشکار میکند، تصویر واضحی از موقعیت واقعی ما را نیز نشان می دهد. موقعیت تاسف انگیزی که تا پیش از این با ترفندهای رسانه ای، دروغ های عجیب و غریب و آمارهای غیرواقعی پنهان می شد اما امروز اگر قصد؛انجام یک حرکت علمی و عملی است دیگر نباید با خودمان تعارف داشته باشیم.

بررسی وضعیت آثار تاریخی، آثار طبیعی،بخش خصوصی زیر مجموعه سازمان، طرح ها و پروژه ها، برنامه ها و دستوران انجام شده و نشده،میزان موفقیت و شکست در فرهنگ سازی گردشگری و جایگاه واقعی در صنعت گردشگری، بررسی عملکرد مدیران سطوح بالا و حتا مدیران میانی در همه استان ها می تواند شبیه نسخه ای قابل اعتماد برای تعریف رویکرد سازمان میراث برای هشت سال آینده باشد. حفظ و ابقای مدیرن لایق و کارامد، حذف مهره های ناکارامد، تقویت برنامه ها و پروژه های موفق و توقف دستورات و بخشنامه های پرآسیب می تواند امید تازه ای را به بدنه فعال در عرصه گردشگری وارد کند تا آنها هم تکانی به خود بدهند.

نتیجه بررسی های کارشناسی این کمیته شامل گروهی از حقوقدانان، تئوریسین های صنعت گردشگری، روزنامه نگاران، برنامه نویسان، کارشناسان تبلیغات و اطلاع رسانی، کارشناسان تاریخ و فرهنگ، صاحبنظران محیط زیست و منابع طبیعی می تواند در قالب چهار بخش عمده بررسی عملکرد مدیران،آسیب شناسی سیستم ساستگذاری، نظارتی و اجرایی، راهکارهای عملیاتی برای برون رفت از وضعیت فعلی و برنامه ریزی برای اجرا در طول عمر دولت آینده در اختیار نهادهای ذی صلاح قرار بگیرد تا حداقل آنها بتوانند برای یک بار هم که شده در راستای تحقق سند چشم انداز بیست ساله با استناد به آمارهای واقعی تصمیم گرفته و برنامه های لازم را پیاده کنند.کمیسیون گردشگری مجلس شورای اسلامی، سازمان نظارت و بازرسی و دفتر ریاست جمهوری سه بخشی هستند که می توانند با در اختیار داشتن نتایج تحقیق این گروه نسبت به اخذ تصمیمات درست و منصفانه اقدام کنند. برخورد با سیستم یا افراد فاسد و ناکارآمد و کشاندن آنها به پای دادگاه عدل و حقیقت در برابر پیشگاه خداوند و همین طور مردم این کشور، تشویق و پشتیبانی از سیستم یا افراد موفق، کاربلد و دلسوز می تواند یکی از نتایج این پرونده باشد.

برنامه ریزی کلان حداقل برای بیست سال و تضمین اجرایی شدن آن از سوی مدیران دولت آینده و متعهد بودن به  این برنامه بلندمدت و در نتیجه نزدیک شدن به شرایط مطلوب استفاده از دست آوردهای مثبت راه افتادن صنعت گردشگری در کشور از دیگر نتایج این پرونده است.

ورود ارز حاصل از رونق گردشگری به کشور،چرخش منابع مالی بین بدنه عمومی اجتماع، ایجاد انگیزه برای حفظ و احیای محیط زیست، منابع طبیعی،آثار تاریخی و فرهنگی، ایجاد اشتغال و رفع بیکاری در جوامع محلی،افزایش نشاط و روحیه عمومی،رفع معظلات بزرگی چون تورم، گرانی، بیکاری، اعتیاد و سایر ناهنجاریهای اجتماعی از نخستین نتایج رونق صنعت گردشگری در کشور است.

ترمیم تصویر زنگار بسته و زخم خورده ایران از یک کشور حامی تروریسم به یک کشور پر مهمان با رعایت صلح و دوستی بین فرهنگهای مختلف،تغییر پیکان انتقاد جوامع بین المللی به سمتی غیر از کشور ما، تلطیف شدن سیاست خارجی ایران، نزدیکی یا برابری ارزش پول کشور با سایر ارزهای مرجع و مهم تر از همه افزایش اعتماد و امنیت سرمایه گذاران خارجی و ورود سرمایه های خارجی به کشور از دیگر نتایج رونق صنعت گردشگری در کشور است.

ارتقا استانداردهای صنعت حمل نقل،حذف بسیار از تحریم ها،رونق ارتباطات فرهنگی بین جوامع در تمام سطوح جامعه و مهم تر از همه بازگشت ارزش چهره ایران و ایرانی به موقعیت اصلی خود از دیگر رهاوردهای مثبت به جریان افتادن صنعت گردشگری است.

خسارتهای آنچه انجام نشد، آنقدربزرگ است و متعدد که نمی توان در این یادداشت حتا گوشه ای از آن را به عنوان شاهد آورد، در عوض آنچه می تواند انجام شود آنقدر بزرگ است که می توان با استناد به آن دوباره این کشور را از نو ساخت. همه آنچه در پی تعلل، ناآگاهی، ناکارآمدی و گاه تصمیمات مغرضانه برخی از مدیران به وجود آمده قابل پیگیری و بررسی است، همانطور که همه آنچه که می تواند انجام شود با نتایج بزرگ و درخشانش برای اعتلای زندگی اقتصادی، اجتماعی، فرهنگی و هنری مردم، قابل رصد کردن وبرنامه ریزی است. به شرطی که در سریعترین زمان ممکن، با یک پشتوانه علمی و کارشناسی قفلهای زنگ زده، خراب، شکسته و حتا قفلهایی که به عمد بر بسیاری از درهای این کشور زده شده، شناسایی شود.تجربه تمام کشورهایی که برای مردم سرزمین خود، ارزش زندگی قائل بوده اند، نشان داده صنعت توریسم با شرایط فعلی جهان امروز تنها صنعتی است که با کمترین سرمایه گذاری،کمترین آسیب، کمترین زمان با بالاترین بهره برداری قابلیت گشایش اکثر گره های موجود را دارد. حال این تجربه موفق چقدر می تواند در برنامه ها و چشم اندازهای آقای روحانی موثر باشد، باید دید. باید نشست و دید این شاه کلید کی از جیب رییس جمهور منتخب بیرون می آید. Normal 0 false false false EN-US X-NONE AR-SA /* Style Definitions */ table.MsoNormalTable {mso-style-name:"Table Normal"; mso-tstyle-rowband-size:0; mso-tstyle-colband-size:0; mso-style-noshow:yes; mso-style-priority:99; mso-style-parent:""; mso-padding-alt:0in 5.4pt 0in 5.4pt; mso-para-margin-top:0in; mso-para-margin-right:0in; mso-para-margin-bottom:10.0pt; mso-para-margin-left:0in; line-height:115%; mso-pagination:widow-orphan; font-size:11.0pt; font-family:"Calibri","sans-serif"; mso-ascii-font-family:Calibri; mso-ascii-theme-font:minor-latin; mso-hansi-font-family:Calibri; mso-hansi-theme-font:minor-latin; mso-bidi-font-family:Arial; mso-bidi-theme-font:minor-bidi;}