نشانی فیس بوکی من


برف ها آب شدند،گردشگری اما همچنان یخ زده است
معجزه فراموش شده نسل امروز
انگار کسی باور نمی کند وضعیت وخیم اقتصادی و اجتماعی کشور راه حل دارد آنهم راه حلی بسیار ساده که نه نیاز به سرمایه گذاری های کلان دارد نه زیرساخت های آنچنانی. اینکه ما نمی خواهیم یا نمی توانیم بحث دیگری است که این مجال جای بررسی آن نیست که حتا اگر نخواهیم هم، باید نسبت به آیندگان و مسئولیتی که در قبال آنها داریم پاسخگو باشیم. به هر حال آنها که آمارهای نگران کننده از بیکاری و فساد و فحشا می دهند بدانند که می توان آنها را تا حد بسیار زیادی پایین آورد و آنها که می گویند مملکت ما گل و بلبل است و هیچ مشکلی ندارد چشم هایشان را باز کنند که اوضاع بسیار بسیار وخیم تر از این حرفهاست که بتوان ساکت نشست.
این واگویه نیست. مرثیه هم نیست حقیقیتی اجتماعی است که فقط می توان با همان منظر در موردش حرف زد. منظری که در نهایت ما را به این نتیجه مهم سوق می دهد که بیش از نیمی از مشکلات و معضلات جامعه ما با اقتصاد و اشتغال قابل رفع است. این را نه ما که همه آنها که تجربه کردند می گویند. به کشورهای همسان و همتراز خودمان نگاه کنید. به یک دهه پیش و وضعیت فعلی آنها. این تفاوتی که می بینید همه و همه از گذر توجه به صنعت گردشگری و همدلی برای به دست آوردن منافع ان است. آنها همه یکصدا شدند تا صدایشان اینقدر رسا باشد آنهم در جهان فعلی که اگر کسی ضعیف باشد چاره ای جز تسلیم ندارد. ترکیه، مالزی، اسپانیا و بسیاری از کشورهای دیگر که هم اکنون تنها با گردشگری و درآمد حاصل از آن حرف اول را می زنند.
اگر می خواهید از طبیعت، تاریخ، فرهنگ و اداب و رسوم آذربایجان دیدن کنید. اگر می خواهید سفری چند روزه با حداقل هزینه به سرزمین پاک آذربایجان داشته باشید. اگر می خواهید روستاهایی مانند کندوان، زنوزق، اشتبین(روستای محل تولد نباتی شاعر) و خشکناب( روستای محل تولد شهریار) دیدن کنید.
اگر مِ خواهید ماهیگیری در ارس را تجربه کنید و از تاریخ و معماری حاشیه آن دیدن کنید. و خلاصه اگر دوست دارید در میان همه ناکامی های این زندگی چند روز دل به طبیعت بزنید،روایت با شما خواهد بود تادر لحظه به لحظه سفر همراهیتان کند. وبلاگ شبدیرسیر و سایت شبدیزبه عنوان پشتیبان اطلاعاتی همه سوالات شما را پاسخ خواهد داد.
راوی این روزها ساکن تبریز است. ساکن قلب آذربایجان تا برای همراهیتان در تمام سفرهای شمالغرب کشور هر کمکی از دستش بر می آید، انجام دهد. امتحان کنید. ضرر نخواهید کرد.
فدای همه دوستان سبزاندیش
باز هم سلام
قابل توجه تمام دوستان محقق،پژوهشگر، مطبوعاتی و صاحبنظران حوزه محیط زیست و گردشگری
با توجه به گشایش روابط دیپلماتیک بین ایران و برزیل بعد از 14 سال، همزمان با پایان تعطیلات سال جدید میلادی، نشست هایی بین مسئولان و دولتمردان برزیل و چند تن از کارشناسان کشورمان برگزار خواهد شد تا زمینه های همکاریهای مشترک اعم از روابط تجاری، اقتصادی، فرهنگی، گردشگری و به خصوص پروژه های مشترک در حوزه نفت و محیط زیست بررسی شود. از آنجا که وظیفه تدوین اطلاعات لازم برای این نشست ها به بنده محول شده خواهشمندم اگر در زمینه های زیر اطلاعاتی دارید، در اختیارم بگذارید تا نتایج نشست ها مثبت و ارزشمند شود.
1- شباهتهای اقلیمی ایران و برزیل
2- شباهتهای فرهنگی و مردم شناسانه دو کشور
3- زمینه های مشترک مطالعاتی یا اجرایی در حوزه محیط زیست و گردشگری
4- پتانسیل های وسوسه برانگیز طرفین در جاذبه های گردشگری
5- زمینه های سرمایه گذاری برزیلی ها در ایران
6- نحوه استفاده ایران از پتانسیل های انسانی و اقتصادی موجود در فوتبال برزیل
7- بهترین تعاملات و تبادلات ممکن بین دو کشور
با اینکه به موارد فوق بندهای دیگری هم می توان افزود اما تدوین اطلاعات و حتی پیشنهادهای موجود در محورهای فوق می تواند تا حدود زیادی موقعیت فعلی و مورد انتظار طرفین را مشخص کند. البته اگر موارد دیگری هم می توانید به آنها بیافزایید، خوشحال خواهم شد.
اما نکته قابل توجه موجود در این فراخوان غیررسمی این است که اگر اطلاعات، مقالات و طرح های گردآوری شده به هر شکلی اعم از کتاب، مجله، سی دی و یا بولتن عمومی شود، مطالب دوستان با نام خودشان منتشرخواهد شد. از طرفی اگر منافع مالی در این پروسه تعریف شود، به اطلاع خواهد رسید تا هر یک از دوستان و همکاران که در این فراخوان دست یاریشان را از بنده دریغ نکرده اند، از آن بهره مند شوند. منتظر مطالب و پیشنهادهای شما هستم.
سلام اين همه بيقراري ندارد
نرنجاندن دوست كاري ندارد
شرمنده همه اهالي اين حوالي هستم. باوركنيد حال همه ما خوب است اما گرفتاريهاي بيمجال اين زندگي، فرصت اداي ادب و درود را گاه چنان ميگيرد كه مجبوريم امروز را به فردا بسپاريم تا شايد فردا حرفي براي گفتن و چشمي براي نگريستن داشته باشيم. اين چند خبر را بخوانيد، سر و ته ماجرا دستتان ميآيد.
علي يارتان
ايسنا ، ميراث آريا ، فارس ، ايسكانيوز ، ايرنا
شماره نهم ماهنامه بينالمللي صنعت گردشگري منتشر شد. در اين شماره از مجله كه به مدير مسئولي عليرضا كاظمي و سردبيري بنده روانه بازار نشر و مطبوعات شده، ميتوانيد مطالب زير را بخوانيد. در ضمن هر كدام از دوستان وبلاگي علاقهمند به مطالعه اين نشريه باشند، تماس بگيرند تا يك نسخه از مجله را برايشان ارسال كنم.

من این نکته چنان نوشتم که غیر ندانست
تو هم ز روی کرامت چنان بخوان که تو دانی
نخستين همايش فرصتهاي سرمايهگذاري در گردشگري ايران صبح امروز افتتاح شد تا به همراه نمايشگاه جانبياش بتواند در پايان دو روز سرمايهگذاران داخلي و خارجي را براي همراهي و همكاري با فرصتهاي سرمايهگذاري در ايران مجاب كند. براي اطلاع بيشتر در مورد اين همايش ميتوانيد جزييات را در اين اخبار پيگيري كنيد.البته در فرصتهاي بعدي كمي بيشتر از اطلاعرسان صرف خواهم بود.
احمدي نژاد: گردشگري از نياز دروني بشر سرچشمه ميگيرد
متكي:توسعه همكاريهاي بينالمللي بر اساس ارزيابي صنعت گردشگري اتفاق ميافتد
دانش جعفري:تا كنون تخلفي از سرمايهگذاري در ايران به مجامع بينالمللي گزارش نشده است
فرانچسكو جيالي:ايران در گردشگري 2 برابر رشد داشته است
مشايي: سرمايهگذاريها بايد به افزايش سفرهاي خارجي كشور منجر شود
جهانگيري: 30 ميليارد دلار پروژه سرمايهگذاري در گردشگري آماده ارائه است
همه لبخندها آماده
اينجا واشنگتن، صداي آمريكا. اينجا لندن،اينجا آلمان و اينجا صد نقطه ديگر در جهان كه در تلاش است تا كشور ما را غير از آنچه كه هست نشان دهد. موج راديو يا كانالهاي تلويزيون را به هر كدام از اين مقاصد و دهها شاهراه ارتباطي ديگر بگردانيد، جملات، واژهها ، اخبار و تصاوير مشتركي را ميبيند، كه هر روز بر ذهن و فكر مردم جهان بمباران ميشوند. نقضحقوق بشر،وضعيت جامعه كارگري،نگاه راديكالي نسبت به زن، جوان و آزادي و دهها دروغ و نمود منفي ديگر كه در هر لحظه مخابره ميشوند تا ما را نه آنگونه كه هستيم، به نمايش بگذارند.با اينكه ذهنهاي امروز بسيار پوياتر از ديروز است، اما حجم بمباران تبليغاتي در جهان آنقدر بالاست كه ممكن است مجال انديشه صحيح را از مردم بگيرد كه گرفته است.اما چرا حجم تبليغات منفي اينقدر بالاست. بيترديد چيزي در اين مرز و بوم هست كه دسترسي به آن مِيتواند ما را از نيازهاي مختص اين عصر مبرا كند. همين بينيازي است كه ترسي در جان ديگران مياندازد تا نگاهها را از سرزمين ما دور كند. سرزمين مملو از ثروت و فرهنگ كه هر كس ميتواند به اندازه نيازش از آن سيراب شود.
معادلات پيچيدهاند يا آدمها؟
طبيعت تنها چيزي است كه استفاده بينهايت اما پايدار از آن، نظم آفرينش را به هم نميزند. اين پديده قابل ستايش خداوند، موجي نيست كه حاصل انقلابي هر چند بزرگ در گوشهاي از جهان باشد. پديدهاي هم نيست كه نتيجه نوع زندگي بشر و نوع استفاده او از ابزارهاي در اختيارش باشد.بازگشت مجدد ما به طبيعتگرايي، اجباري است كه پس از مصرف بيرويه در دوران مختلف، تنها راه پيشروي ما قرار گرفته است.راهي كه ميليونها سال پيش پدران و اجداد ما آن را به شيوه اي ديگر برگزيده بودند. تنها تفاوت ماهوي اين شروع و آن شروع در توانمندي و ابزارداري انسان عصر حاضر است كه تا به امروز به اين شكل هدايت شده است.با اينكه پيش بيني آينده دور، ناممكن مينمايد اما شايد زمان بازگشت ما به بطن خاك و تبديل آن به پديدهاي شبيه نفت، هزاران سال ديگر به طول بيانجامد . فاصلهاي كه بايد تمام طبيعت آن را با صبوري و مهرباني تحمل كند.گردشگري بيشك نامي است كه انسان امروز به دليل غرور از پيروزمنديهايش در طول تاريخ، بر طبيعتگرايي و ادغام در سير كنترل شده جريان زندگي در بستر خاك و باد و خورشيد و آب گذارده است. ارتباطي كه باعث شده ظرفيتهاي زيادي به كار گرفته شود،تا هممعني با ساير پديدههاي روز، در مورد آن سازمان و سازماندهي خاصي به وجود بيايد.
دیروز همایشی در کاخ نیاوران برگزارشد که درکارت دعوت آن نوشته شده بود: همایش ملی استاندارد و بهیه سازی کیفیت در گردشگری. قرار بود در آنجا همه در این خصوص صحبت کنند تا راهکارهای مناسب این مهم را بیابند، اما این بار هم بی تخصصی و ناآگاهی کار دست دوستان داد.
از آنجا که دکتر ملک زاده معاون گردشگری سازمان میراث فرهنگی به تبع سیاستی که رییس و ریییس رییس او در پیش گرفته اند تمام ناکامی ها و مصیبت های کشور را به گردن دشمن انداخت، جلسه به تشنج عجیبی کشیده شد. این دشمن که ما حتی در مصاحبه با رییس سازمان محیط زیست هم نتوانستیم از شر آن در امان باشیم حسابی بخش خصوصی حاضر در همایش را آشفته کرد. من که تا امروز نفهمیدم این دشمن که همه جا حضور دارد و با قدرت بلامنازع خود جلوی هر اقدامی را می گیرد چه کسی است. ولی مطمنئم آنقدر قدرت دارد که از لابه لای اتاقک های شیشه ای و غیرقابل نفوذ تصمیم گیری داخل می شود، تصمیم ها را عقیم می کند، برنامه ها را پریشان می کند و دست آخر بهانه ای دست دوستان مسئول می دهد تا همه چیز را گردن او بیاندازند. راستی این دشمن کیست؟ دشمنی که حاج احمد خمینی آن را به خوبی می شناخت اما افسوس که دیگر زنده نیست تا به ما هم بگوید.