نخستین اثرات ورود آلاینده های شیمیایی ناشی از فعالیت های بندر ماهشهر و سایر مجتمع های نفتی و پتروشیمی  با خشکاندن و از بین بردن منابع آبی آن منطقه خود را نشان می دهد. به هم خوردن اکوسیستم طبیعی و نابودی هزاران قطعه ماهی و پرنده دومین واکنش طبیعت به این آلوده کردن هاست. نتایج و واکنتش هایی که تا به امروز برای هیچ کس مهم نبوده و ظاهرا هم نخواهد بود. اما این بار اوضاع نگران کننده تر است. آلودگی های نفتی به جمعیت انسانی نفوذ کرده و تبعات بسیار بدی بر جای گذاشته است. تولد صدها کودک نارس، صرف نظر از تبعات احساسی و عاطفی و هزینه های مادی و معنوی  دوران باراداری که به خانواده ها تحمیل می کند، فاجعه ای بزرگ است که در منطقه کوچکی مانند ماهشهر به وقوع می پیوندد.

 

شکی نیست که دلیل این امر به ظاهر  ورود آلاینده ها ی خطرناک به منابع آبی و خاکی منطقه است، اما با کمی دقت می توان آن را در عدم توانایی کارشناسان در کنترل آاینده ها و نداشتن ابزار و اطلاعات کافی در مطالعه نحوه از بین بردن آنها جستجو کرد.  وقوع این فاجعه و اتفاقاتی نظیر این که هر روز در گوشه گوشه این سرزمین به ثبت می رسد نشان می دهد که فعاليت‌هاي مناسب و قابل قبولي جهت بررسي ميزان آلايندگي مواد، غلظت مواد پراكنده در محيط و اثرات تخريبي آنها در واحدهاي نفت، گاز و پتروشيمي كشور صورت نپذيرفته است.

 از طرفی صنايع نفت و پتروشيمي جواب پرسش‌ها و اطلاعات درخواستي  سازمان محیط زیست را به سختي مي‌دهند. در كنار اين معضل، مشكل ديگري نيز وجود دارد كه آن عدم توان علمي لازم جهت به‌دست آوردن اطلاعات و آمار ضروري است. بررسي اثرات تخريبي و مسائل زيست‌محيطي اين صنايع بسيار سخت بوده و تخصص‌هاي ويژه‌اي مي‌طلبد. واحدهاي پتروشيمي به‌دليل پيچيدگي‌‌ و گستردگي مواد مصرفي, توليدي و تنوع سيستم‌هاي كنترلي به‌كار گرفته‌شده، از لحاظ بررسي‌هاي زيست‌محيطي شرايط به مراتب سخت‌تري را نسبت به صنايع ديگر دارند؛ لذا بررسي آنها نيازمند توان كارشناسي بالا و اطلاعات دقيقي  است؛ اين مشكل از ندادن اطلاعات اساسي‌تر است. بنابراين حدس اینکه مشکلات اساسی  به  نداشتن توانايي علمي لازم جهت كسب اطلاعات و همچنين عدم همكاري‌ لازم و مناسب اين صنايع جهت ارايه اطلاعات به كارشناسان محيط زيست مربوط می شود کار چندان دشواری نیست. 

 

 به عنوان نمونه گوگرد پتروشيمي رازي در محيطي باز انبار شده كه در فضا پراكنده مي‌شود و همچنين غلظت آمونياك در هوا در اطراف آن به حدي است كه افراد مستقر در آن محدوده را دچار مشكلاتي چون سوزش چشم و حلق مي‌نمايد. در كنار آن پساب كليه واحدها به‌صورت مشهود و مستقيم وارد خورها و آب خليج شده كه موجب كدر شدن آب سواحل مي‌گردد. با وجود وضوح اين گونه آلايندگي‌ها، مشاهده مي‌كنيم كه شركت‌هاي پتروشيمي مانند رازي و بندر امام خود را تحت گواهينامه ISO14000 و به‌عنوان صنعت سبز معرفي مي‌نمايند. دليل اين تناقضات چيست؟

 

¡بررسي كارشناسي جامع و گرفتن گواهينامه ISO14000، دو مقوله كاملاً متمايز است. گواهي ISO14000 تنها به صنعتي داده مي‌شود كه فعاليت‌هايي را در زمينه رسيدن به استانداردهاي زيست‌محيطي آغاز كرده باشد. يعني دريافت گواهينامه ISO14000 بدين معني است كه شما يك گواهي دريافت كرديد كه نشان مي‌دهد، شما تنها فعاليت‌هايي را براي رفع مشكلات زيست‌محيطي آغاز كرده‌ايد و مقوله­اي كه باعث شود فعاليت‌ها به سرانجام برسد و پي‌گيري‌هاي مناسب صورت پذيرد, مساله كاملاً جداگانه‌اي است

 

مسئولان مربوطه از اين دريافت گواهينامه سوء استفاده مي‌كنند و آن را نشان "مطابقت كامل فعاليت‌هاي خود با استانداردهاي زيست‌محيطي" معرفي مي‌نمايند. ISO14000 بدين معني است كه شما مي‌خواهيد صنعت سبز بشويد و با اين مطلب كه صنعت سبز هستيد كاملاً تفاوت دارد. ما وقتي از نزديك با مجتمع‌هاي صنايع نفت روبرو مي‌شويم، مشاهده مي‌كنيم كه حتي طبق معيارهاي ISO14000 كه دريافت كرده‌اند نيز عمل نمي‌كنند. در رابطه با اين گواهينامه‌ها بررسي بايد از ابتدا تا انتها و به اصطلاح از تولد تا مرگ صورت پذيرد. يعني شما بايد پيامدهاي مواد اوليه مصرفي را بررسي كنيد، در رابطه با توليد و فرآيندهاي آن ارزيابي‌هاي لازم را انجام دهيد و در آخر محصول توليدي و اثرات مصرف را نيز مورد بررسي قرار دهيد. شما اگر يك ماده پليمري و يا لوله PVC را توليد نموديد بايد اثرات آن را بر روي مصرف‌كننده و طبيعت و در آخر، نحوه تجزيه و بازگشت آن را به طبيعت مورد بحث و بررسي قرار دهيد. از نظر ISO14000 بروز مشكل در هر يك از مراحل اهميت داشته و در جهت رفع آن بايد اقدامات لازم صورت پذيرد. متاسفانه از اين استانداردها و گواهينامه‌ها در صنايع كشور ما در راستاي صحيح استفاده نشده و تنها به عنوان يك وسيله تبليغي استفاده مي‌گردد.

 

 به راستی وقتی استبی نماینده سازمان ملل متحد در ایران، از مرگ یک میلیون و ‪ ۸۰۰هزار کودک بر اثر اسهال ناشی از آلودگیهای آب  در هر یک سال خبر می داد، کودکان مرده به دنیا آمده ایرانی را هم در شمارش  خود محسوب کرده بود. دیه این کودکان را از کجا باید گرفت. خسارت عاطفی مادران باردار و پدران عقیم شده را چطور؟ از بین رفتن ماهی و مرجان و تالاب و پرندگان و جانوران پیشکش، پاسخ تعرض به چرخه زندگی را از که باید گرفت؟