به بهانه کوچ یکساله شاهکومحله مرد شماره یک میانکاله
گوشه گوشه اين سرزمين پر از مومني ها، شاهکو محله ها محله ها، پيروي ها، عموزاده ها و بسياري ديگر از مرداني است که هر روز منتظريم تا خبر مرگ شان را با عباراتي سوزناک و تاثرانگيز ثبت کنيم.
البته بايد يادآور شد مرثيه سرايي ما براي محيط بانان اين سرزمين چند ماهي است دچار کسادي شده و بازاري ندارد که کاش اين کسادي هميشه دوام داشته باشد. اما مهم اين است که هر از چندگاهي در يکي از دور افتاده ترين يا نزديکترين نقاط کشور صداي گلوله يي در کوه مي پيچد تا باز گوش ها تيز عکس العمل مسوولان باشد. هيجاني که در راهروهاي پيچيده و امنيتي سازمان محيط زيست چنان فروکش مي کند که گويي هيچ گاه نبوده است.
بر هيچ کس پوشيده نيست بسياري از روابط اجتماعي و حتي فرهنگي امروز تحت الشعاع رابطه محکم تر و ارزشمندتر، ديگري به نام روابط اقتصادي و به عبارتي بده بستان ها است. اين نوع از رابطه تا به حال قربانيان زيادي گرفته است. قربانیانی که در سکوت نسبی خویش باید اجازه دهند همه چیز آنگونه پیش برود که سیاست پیشگان طراحی کرده اند.ضعف هاي مديريتي در تبديل و تغيير روابط انسان ها به آنچه قانون فرمانش مي دهد در هر حوزه يي شيوه و شکل نمايانگري خود را دارد.در حوزه محیط زیست هم کسانی مانند پیروی ها،) شاهکومحله ها و مومنی ها بایدمهر بر لب بزنند تا این روابط به حیات استعماری خود ادامه دهند.پيش از اين فکر مي کرديم عامل کشتار محيط بان ها، فقر است، گرسنگي است، نداري و بيچارگي است که اگر اين گونه بود تا به حال بايد جنگي خونين ميان کومه نشينان، جنگل نشينان، عشاير و... و حافظان و ضابطان بي منت کشور در مي گرفت. اما قصه، جور ديگري هم نوشته مي شود. در سرزمين ما محيط بان به دست کساني کشته مي شود که هزارها بار بيشتر از او طعم زندگي را چشيده اند. گردش، تفریح و حتی سلیقه هم می تواند باعث مرگ محیط بان شود.اما سخنرانی شاهکومحله در روز استعفایش نشان داد که در این سرزمین محیط بان ها برای این کشته می شوند کهخ بیشتر از جایگاه شغلی شان می دانند.محيط بان به دست کساني کشته مي شود که بيشتر از هر کسي مي دانند او چه وظيفه خطير و حساسي دارد. اما وقتي بي قانوني چنان فضا را در مي گيرد که گرسنه و سير هر دو با يک عمل اما نيت هاي متفاوت در يک صف قرار مي گيرند نمي توان صواب را از ناصواب تشخيص داد.
تفريح، لذت، گردش و حتي سليقه مي تواند باعث مرگ هر محيط بان ديگري بشود. البته اين روزها که سوخت سهميه بندي شده و بسياري ديگر توان بيرون آوردن نان از زير سنگ مسافرکشي را ندارند ممکن است تعرض و تعدي به منابع طبيعي کشور بيشتر و بيشتر شود. آنقدر بيشتر که يگان گارد حفاظت از محيط زيست در شرف فعاليت رسمي به يکي از پرکارترين نهادها تبديل شود.
سخت نگيريد، اگر فکر مي کنيد مساله بنزين و نفت و گرسنگي و برابري ديه زن و مرد، بيکاري و ازدواج مهمتر از پرداختن به حديث تکراري چند درخت و چند جانور بي فايده است، نگاه اشتباه کوته فکران را تکرار مي کنيد.
اين نوشته مجال ريشه يابي دليل تعرض به محيط زيست و تخريب جنگل ها به بهانه راهسازي، شهرک سازي و توسعه نيست اما اگر پاي فلسفه وجودي هر خلقتي را به ميان آوريد مي توانيد در کمترين زمان ممکن به اين مهم معتقد شويد که پرداختن به مساله سد سيوند و قطع هزاران درخت يا توليد ميليوني زباله به اندازه ازدواج و حتي بيشتر از آن اهميت دارد.
با اين حال در برخورد با چنين مقولاتي نبايد پاي بينواياني مانند جنگل نشينان باز شود که آنها تمام نيازشان را با يک درخت يا يک حيوان تامين مي کنند. آنها هرگز قدرت دريافت سند براي ده ها هزار هکتار از عرصه هاي طبيعي يا شکار زنجيره يي آهو و هوبره نداشته و نخواهند داشت. همه این را می دانند اما به مقابه مصلحت اندیش در معرفی مفسدان اقتصادی و اجتماعی در این باب نیز آنقدر مصلحت به چشم می خورد که حداقل این نسل نباید در انتظار آشنایی با کسانی باشد که از شرق تا غرب و از شمال تا جنوب را با یک سند می خرند و می فروشند.مديريت کلان محيط زيست در ابتداي دوره تلفات زيادي در تصميم گيري و سياستگذاري هاي خود داشت.
تغيير دوره يي مديران، جابه جايي نيروها و اتفاقات ديگري که نشان مي داد اين روابط بيش از پيش به نوک هرم سازمان نزديک شده اند. اما خبر خوش اين است که گويي با رشد روز افزون توسعه، نگراني ها هم بيشتر شده و سازمان و NGO در تلاشند حتي با هياهو هم که شده متعرضان را فراري دهند اما کاش اگر در بسته مي شود گوشه پنجره باز نماند که اينها غريبه نيستند.
سازمان با تغييرات خود به نظر مي رسد راه جديدي را در برخورد با عوامل ريشه يي و پنهان تعرض به طبيعت آغاز کرده که اميدواريم اين مهم به هيچ بهانه يي مانند نسبت فاميلي يا مصلحت انديشي ارزش خود را از دست ندهد.
البته بايد يادآور شد مرثيه سرايي ما براي محيط بانان اين سرزمين چند ماهي است دچار کسادي شده و بازاري ندارد که کاش اين کسادي هميشه دوام داشته باشد. اما مهم اين است که هر از چندگاهي در يکي از دور افتاده ترين يا نزديکترين نقاط کشور صداي گلوله يي در کوه مي پيچد تا باز گوش ها تيز عکس العمل مسوولان باشد. هيجاني که در راهروهاي پيچيده و امنيتي سازمان محيط زيست چنان فروکش مي کند که گويي هيچ گاه نبوده است.
بر هيچ کس پوشيده نيست بسياري از روابط اجتماعي و حتي فرهنگي امروز تحت الشعاع رابطه محکم تر و ارزشمندتر، ديگري به نام روابط اقتصادي و به عبارتي بده بستان ها است. اين نوع از رابطه تا به حال قربانيان زيادي گرفته است. قربانیانی که در سکوت نسبی خویش باید اجازه دهند همه چیز آنگونه پیش برود که سیاست پیشگان طراحی کرده اند.ضعف هاي مديريتي در تبديل و تغيير روابط انسان ها به آنچه قانون فرمانش مي دهد در هر حوزه يي شيوه و شکل نمايانگري خود را دارد.در حوزه محیط زیست هم کسانی مانند پیروی ها،) شاهکومحله ها و مومنی ها بایدمهر بر لب بزنند تا این روابط به حیات استعماری خود ادامه دهند.پيش از اين فکر مي کرديم عامل کشتار محيط بان ها، فقر است، گرسنگي است، نداري و بيچارگي است که اگر اين گونه بود تا به حال بايد جنگي خونين ميان کومه نشينان، جنگل نشينان، عشاير و... و حافظان و ضابطان بي منت کشور در مي گرفت. اما قصه، جور ديگري هم نوشته مي شود. در سرزمين ما محيط بان به دست کساني کشته مي شود که هزارها بار بيشتر از او طعم زندگي را چشيده اند. گردش، تفریح و حتی سلیقه هم می تواند باعث مرگ محیط بان شود.اما سخنرانی شاهکومحله در روز استعفایش نشان داد که در این سرزمین محیط بان ها برای این کشته می شوند کهخ بیشتر از جایگاه شغلی شان می دانند.محيط بان به دست کساني کشته مي شود که بيشتر از هر کسي مي دانند او چه وظيفه خطير و حساسي دارد. اما وقتي بي قانوني چنان فضا را در مي گيرد که گرسنه و سير هر دو با يک عمل اما نيت هاي متفاوت در يک صف قرار مي گيرند نمي توان صواب را از ناصواب تشخيص داد.
تفريح، لذت، گردش و حتي سليقه مي تواند باعث مرگ هر محيط بان ديگري بشود. البته اين روزها که سوخت سهميه بندي شده و بسياري ديگر توان بيرون آوردن نان از زير سنگ مسافرکشي را ندارند ممکن است تعرض و تعدي به منابع طبيعي کشور بيشتر و بيشتر شود. آنقدر بيشتر که يگان گارد حفاظت از محيط زيست در شرف فعاليت رسمي به يکي از پرکارترين نهادها تبديل شود.
سخت نگيريد، اگر فکر مي کنيد مساله بنزين و نفت و گرسنگي و برابري ديه زن و مرد، بيکاري و ازدواج مهمتر از پرداختن به حديث تکراري چند درخت و چند جانور بي فايده است، نگاه اشتباه کوته فکران را تکرار مي کنيد.
اين نوشته مجال ريشه يابي دليل تعرض به محيط زيست و تخريب جنگل ها به بهانه راهسازي، شهرک سازي و توسعه نيست اما اگر پاي فلسفه وجودي هر خلقتي را به ميان آوريد مي توانيد در کمترين زمان ممکن به اين مهم معتقد شويد که پرداختن به مساله سد سيوند و قطع هزاران درخت يا توليد ميليوني زباله به اندازه ازدواج و حتي بيشتر از آن اهميت دارد.
با اين حال در برخورد با چنين مقولاتي نبايد پاي بينواياني مانند جنگل نشينان باز شود که آنها تمام نيازشان را با يک درخت يا يک حيوان تامين مي کنند. آنها هرگز قدرت دريافت سند براي ده ها هزار هکتار از عرصه هاي طبيعي يا شکار زنجيره يي آهو و هوبره نداشته و نخواهند داشت. همه این را می دانند اما به مقابه مصلحت اندیش در معرفی مفسدان اقتصادی و اجتماعی در این باب نیز آنقدر مصلحت به چشم می خورد که حداقل این نسل نباید در انتظار آشنایی با کسانی باشد که از شرق تا غرب و از شمال تا جنوب را با یک سند می خرند و می فروشند.مديريت کلان محيط زيست در ابتداي دوره تلفات زيادي در تصميم گيري و سياستگذاري هاي خود داشت.
تغيير دوره يي مديران، جابه جايي نيروها و اتفاقات ديگري که نشان مي داد اين روابط بيش از پيش به نوک هرم سازمان نزديک شده اند. اما خبر خوش اين است که گويي با رشد روز افزون توسعه، نگراني ها هم بيشتر شده و سازمان و NGO در تلاشند حتي با هياهو هم که شده متعرضان را فراري دهند اما کاش اگر در بسته مي شود گوشه پنجره باز نماند که اينها غريبه نيستند.
سازمان با تغييرات خود به نظر مي رسد راه جديدي را در برخورد با عوامل ريشه يي و پنهان تعرض به طبيعت آغاز کرده که اميدواريم اين مهم به هيچ بهانه يي مانند نسبت فاميلي يا مصلحت انديشي ارزش خود را از دست ندهد.
+ نوشته شده در شنبه شانزدهم تیر ۱۳۸۶ ساعت 16:47 توسط راوی
|
سلام این همه بی قراری ندارد