سرزمين قلعههاي فتح نشده
ميهمان سازمان منابع طبيعي بوديم و كارشناسان اين سازمان كه با وجود همه ناملايمتيها، چنان استوار بر خاكشان ايستادهاند تا آبي در دلي تكان نخورد. نميخواهم گزارش اين سفر را بنويسم كه دوست نويافته اما ديرآشناي من حسين سرگزي كارشناس اين سازمان كه به حق نماينده شايستهاي از مردان اسطورهاي اين سرزمين بود نيكو و شايسته بر وبلاگ خويش نوشته است. با اين وجود آنقدر حرف براي گفتن و نگفتن وجود دارد كه كا را دشوار ميكند. با اين حال فقط ميخواهم بگويم احترام مردان و زنان اين سرزمين بر همه ما واجب است، نه از اين كه مظلوم واقع شدهاند و محروم و نه از اينكه سالهايت بهانه درگيريهاي قومي دولتمردان را به كج فهمي و كج خلقي واداشته و نه از هزار دليل واهي ديگر كه به حق اگر پيجوي روابط ناب و اصيل انساني هستيد ميتوانيد بيانكه رنجي از بابت گرديدن در شهر آنهم بيچراغ به خود بدهيد، ببينيد و درك كنيد. چنان صادقانه ميهمانداري ميكنند كه شك ميكيند. چنان صادقانه و بيريا داشتههايشان را در اختيارتان ميگذارند كه مردمان مدعي تهمت امل بودن و ساده بودن را بيشرمانه روا ميدارند كه اگر جدي بگيريشان، خدا را هم بنده نيستند. سرتان را درد نمياورم. به قول استاد در خانه اگر كس است يك حرف بس است. چند عكس از اين سفر را تقديمتان ميكنم تا فرصتي ديگر كه گزارشي از زندگي و كار كودكان اين خطه آماده شود. البته دوستداران منابع طبيعي و محيط زيست ميتوانند گزارش كاملي از وضعيت فعلي سيستان و بلوچستان در شماره شنبه يا يكشنبه روزنامه شرق مطالعه كنند.
سلام این همه بی قراری ندارد