گلولههايي كه بي اجازه شليك ميشوند
اما همين امنيت اندك مانند بختكي بالاي سرشان ايستاده تا هر لحظه جانشان را بگيرد. كمترين حقوق و مزاياي مالي در قبال كاري سخت و دشوار و جانكاه. هرچند هنوز مصاحبه مديركل اداره نظارت و بازرسي سازمان به عنوان بالاترين مقام مسئول محيطبانان از يادمان نرفته كه ميگفت:« اولين مسئلهاي كه رئيس سازمان بر آن تاكيد زيادي دارند، حقوق و مزاياي محيط بانان است كه بعضا چند ماه هم عقب ميافتد. اصلا همه سازمان بايد بداند كه محيط بان ها هستند كه ما هستيم. ما در مركزيت سازمان به اعتبار آنها شعار مي دهيم و مانور مي كنيم، بنابراين اينها در صحنه عمل بايد حمايت شوند. دولت جديد به دنبال برنامههاي جديد و تغيير و تحول است كه البته اين تحولات نياز به يك دوره زماني كوتاه مدت دارد.حقوق محيط بانها بسيار كم و شرايط معيشتي شان سخت است. ما بايد با فوق العاده و اضافه كار و پاداش كه به عنوان حق الكشف سلاح و شكارهاي غيرمجاز و... داده مي شود اين خلأ را جبران كنيم و برايشان خدمات ويژه اي در نظر بگيريم.»
اين جملهها هنوز يادمان نرفته، اما گويي واقعيت چيز ديگري است. به ميان محيطبانهاي چهره سوخته كه ميروي قصه كمي فرق دارد. ماهها بيحقوقي آنهم از قرار ماهانه 140 هزار تومان. مورد غضب مردم، شكارچي، قاچاقچي و حتي مورد غضب مسئولان. 4 جفت جوراب و يك دست لباس خاكي كل امكاناتي است كه در طول يكسال ميگيرند. محيطباني ميگفت: لباسها آنقدر نازك است كه با اولين برخورد به شاخه درخت پاره ميشود. همين لباس را بايد در تابستان و زمستان بپوشيم. از امكانات ديگرش ميپرسيم، يك بيسيم كهنه، يك ميز شكسته و يك كانكس كه گرماي تابستان را جهنم ميكند و زمستان سرد را استخوان سوز. نه از نقشه منطقه خبري هست نه از بيسيم هاي مجهز، نه ماشين و موتوري كه بتوانند يك گشت منظم داشته باشند. همين چند سال پيش بود كه دو محيطبان به دليل نداشتن بيسيم از ورود اشرار به منطقه بيخبر مانده و جانشان را از دست دادند. البته براي اين مورد كه اساسيترين نياز محيطبانهاست مخابرات نيز به نظر ميرسد كوتاهي كرده است. به گفته رمضاني «طول و پهناي باندي كه مخابرات تاكنون در اختيار سازمان حفاظت محيط زيست قرار داده، به حدي محدود است كه در ارتباط با آن فقط همين دستگاه هاي قديمي پاسخگو است. مخابرات بايد مجاب بشود تا امكانات در اختيار سازمان قرار بدهد. محيط بان خانه خودش را كه نمي خواهد حفاظت كند.» سازمان حفاظت محيط زيست، مخابرات، قوه قضاييه و تمام نهادهاي ديگر گويي محيطبان را به رسميت نميشناسند. هم آنها كه ميگويند، متاسفانه هنوز روش هاي سنتي، غالب ابزار مديريتي را تشكيل مي دهد كه باعث اتلاف انرژي و نيروي كار مي شود غرق در روشهاي سنتي هستند. هم آنها كه ميگويند ما در اولين قدم به دنبال مكانيزه كردن ابزارها و روش ها و فراهم كردن برخي تجهيزات به روزتر و كارآمدتر هستيم و به طور مثال ساده ترين چيز را، وسايل نقليه اي عنوان ميكنند كه بايد در مناطق مختلف با توجه به شرايط منطقه تدارك ديده شود؛ از قايق واسنوبرد تا هلي كوپتر و هواپيما و حتي اسب. اما به نظر ميرسد در بسياري از اين نقاط حتي اسب هم وجود ندارد.
3هزار محيط بان با اين شرايط ميسازند و ميسوزند. اما هنوز هم وقتي گلوله پيشانيشان را مينوازد نام شهيد را نيز نميتوانند بگيرند.هرچند مسئولان معتقدند انشاءالله با مساعدت مسئولان امر در بنياد شهيد و ستاد كل، اين مسئله به زودي حل خواهد شد. اما ميانكاله و شاهكومحلي نشان دادند كه هنوز اين مساعدت، جدي نشده است. اين در حالي است كه مديركل نظارت و بازرسي اينگونه از محيطبانانش دفاع ميكند.« محيطبانان تمام آن چيزي هستند كه ما به آن مي باليم؛ از حيات وحش، طبيعت، كوه و دشت تا وجهه و اعتبار و عزت محيط زيستي مان در دنيا. اگر حقيقتش را بخواهيد اصلا به خاطر آنها است كه ما هستيم. حفاظت از 12 ميليون هكتار از ارزشمندترين اراضي ملي كشور كار كوچكي نيست كه نظام براي تامين نياز حافظانش تعلل كند؛ اراضي استراتژيك كه بار حفاظتي اش تنها بر عهده 3 هزار محيط بان است، در شرايطي كه طبق برآوردهاي انجام شده اين رقم حداقل بايد 10 هزار باشد. در حال حاضر هر محيط بان مسئول حراست از حداقل 4 هزار هكتار از مناطق تحت حفاظت سازمان است كه اين رقم بايد نهايتا به يكهزار هكتار برسد. از سوي ديگر آنچه مسلم است محيط بانان بايد همچون ديگر نيروهاي شبه نظامي كشور از تمام حقوق و مزاياي آنها برخوردار باشند كه يكي از آنها حق برخورد قاطع با متجاوزان و شكارچيان قاچاق و قرار گرفتن خانواده هاي آنها در شمار خانواده هاي شهدا است كه البته به منظور مرتفع كردن تمام اين نيازها، مذاكرات اوليه با مراجع ذي ربط انجام پذيرفته است.»
سلام این همه بی قراری ندارد