از ۱۷ تا ۱۷ مردادهای هر سال
وقتی بهانه بزرگداشت خبرنگار مرگ یک همکار است، باید منتظر روزهای بد و بدتر هم بود. 17 مرداد روزی است که تمام کسانی که در طول سال ما را محکوم به دروغ پراکنی و تشویش می کنند با هدیه ای، تلفنی و یا نشست دوستانه ای یادمان را گرامی می دارند. همه مهربان می شوند و زندگی بر وفق مراد می شود اما تنها 24 ساعت.
نام تو در یک آن وارد لیست تقدیر و تشکر می شود، تا بگویند چقدر برایمان ارزش قائل هستند، اما پاسخ داده یا نداده، آن روز تمام می شود و تو دوباره محروم از دست یابی به اطلاعاتی کهمی دانی جایی دور از چشم های بی طرف تو در حال قلع و قمع شدند تا ماجرایی بی آنکه سری از آن گشوده شود، به خیر و خوشی خاتمه یابد. امروز تمام می شود و تو دوباره مجبوری برای یافتن حقیقت مسیرهای سخت و دشواری را بی محابا طی کنی. امروز تمام می شود و تو باز هم مجبوری از پشت سیم تلفنی که- یک روز در طول سال - پیام تبریکت را به تو می رساند، تهدید و تطمیع بشنوی. رییس جمهوری که در طول سال خبرنگاران را به اجرای یک توطئه متهم می کند در این روز آنقدر مهربان می شود که ما را پیام آور عشق و عدالت معرفی کند.
قصد نداشتم در این مورد چیزی بنویسم اما گشت و گذار در وبلاگ ها که این روز تعطیل نصیبم کرد، باعث شد تا به دوستانی که از صمیم قلب تبریک گفته اند،ادای احترام کنم. اصلا هم مهم نیست که این تبریک شامل حال من هم هست یا نه. مهم این است که شغل من در نمودهایی - مانند نام های دوستانم - به احترام یاد شده است. با این حال نمی توانم تاسف و نگرانی خودم را از وضعیتی که در حال حاضر گرفتارش هستیم، پنهان کنم. دوستان من، اینکه چیزی ببینی و چیز دیگر بگویی، اینکه چیزی بپرسی و چیز دیگر بشنوی و اینکه چیزی بگویی و چیز دیگر تعبیرش کنند، وضعیتی نیست که بتوان به سادگی ان را تحمل کرد. دوستی از آرزوی خبرنگار شدن گفته بود و اینکه می توانست آن روز، روز او هم باشد، روی سخنم با اوست، اگر بشنوی من مدتهاست در آرزوی نوشتن متنی هستم که سایه سنگین سانسور خودنویسم را به ترس نیادازد، باز هم آرزو می کنی، اینگونه نوشتن را. پیش از این تو می نوشتی و ممیزی معیار تعیین می کرد، اما امروز ممیزی تو فکر توست. سایه ای سنگین که حتی هنگام فکر کردن هم تنهایت نمی گذارد.
فرصت از دست رفت و کسی به کسی نگفت، تاوان دلتنگی هایمان را از که باید بگیریم. یادم بیاندازید 17 مرداد سال بعد از کسی بپرسیم، رنج هایمان را چه کنیم. راستی کسی می تواند بگوید چرا همه راهها به جایی ختم می شود که فکر کنیم، خبرنگار خوب خبرنگار مرده است.

+ نوشته شده توسط بهنام همایونی در جمعه نوزدهم مرداد 1386 و ساعت
17:46 |