امروز چرخي در وبلاگهاي سبز زدم. هيجان نسبتا خوبي بر آنها حاكم بود. پيگيري اخبار، گزارشها، لينكهاي اعتراض، حمايت و رايگيري براي بهترين وبلاگ زيست محيطي. اما بهانه نوشتن اين يادداشت وبلاگ هم نهاد است و مطالبي كه در آن خواندم. سوالي هم از ناصر كرمي ديدم كه از وبلاگ نويسها پرسيده بود تا ببيند چگونه ميتوان مردم را به محيط زيست علاقه مند كرده و به زبان ساده در مسائل زيست محيطي روي آنها حساب كرد.
به نظر ميرسد، با وضعيت فعلي معيشت و اقتصاد مردم و گرفتاريهاي پي در پي و بيهويتي كه هر از چند به بهانههاي مختلف در جامعه سرباز ميكند به آساني نتوان مردم را به محيط زيست علاقه مند كرده و حتي تعهدشان را بالا برد، اما ميتوان حدس زد چهها نبايد كرد تا مردم نرنجند و به عبارتي خود را در اتفاقاتي كه در جاي جاي كشور ميافتد سهيم بدانند. بيتعارف براي مردم تهران چه اهميتي دارد بيابانها با چه سرعتي در حال افزايش است و يا جنگلهاي شمال با چه ترفندهايي از فهرست طبيعي اين سرزمين حذف ميشوند. يا براي مردم كرمان چه فرقي ميكند كه درياچه اروميه در حال خشك شدن است يا نه و همين طور اين داستان اسفناك را ميتوان براي مردم هر نقطه از كشور متصور شد. هر چند اين مقوله جا براي كار بسياري دارد اما تنها به همين عرصه اشاره ميكنم. عرصهاي كه دنياي مجازي نام گرفته و هيجان نسبتا قابل تقديري هم دارد.
ادامه مطلب




