هدف، قلب محيط بان ؛ آماده، بنگ بنگ
متن پيام واضح است. بدون هرگونه ايهام و استعاره ادبي يحيي شاكو محلي محيط بان با سابقه كشور طي يك درگيري توسط شكارچيان غير مجاز كشته شد.
به ياد نمي آورم آخرين باري كه خبر مرگ محيط باني را روي سايت روزنامه ها برديم كي بود. 10 روز، 20 روز يا يك ماه پيش! مسلما بيشتر از يك ماه نبود. سناريوي نانوشته اي كه بدون اجازه از هر نويسنده و كارگرداني اجرا مي شود. حتي اگر همه ما خواب باشيم. ضجه هاي همسر جوان محيط بان گيلاني هنوز در گوشمان زنده بود كه اكنون مي بايست پاي دلتنگي هاي همسر ديگري از مردان اين سرزمين بنشينم. پاي اشك هايي كه همچنان خواهند ريخت. مديران هم خواهند آمد. مانند هميشه، قرآني مي خوانند، فاتحه اي مي دهند و از اين كه راد مردي را تقديم سرزمين مقدس شان كرده اند خوشحال و سرافراز خواهند شد. رشادت و رادمرديش طي يك سخنراني حز ن انگيز اعلام مي شود و دست آخر اميد و آرزو براي ادامه راهش. ادامه راهش توسط فرزندان معصوم و بي زبان ديگر اين سرزمين تكرار اين جمله بي معني نيست.<راهش ادامه دارد>! پر مسماترين از اين جمله نشنيده ايم. جمله اي كه قبل از هر چيز ثابت مي كند مديران ما تا چه اندازه آينده نگرند. برنامه هايشان حساب شده است. فكر همه چيز را مي كنند و بازهم دست آخر گلزار شهدا را تقديم پيكر نحيف خسته و محيط باني مي كنند كه مي توانست زنده باشد.
ادامه مطلب


